مهمترین محورهای بیانات رهبر معظم انقلاب در این اجلاس که سیدحسن نصرالله دبیرکل حزبالله لبنان نیز ازجمله میهمانان آن است, به شرح ذیل است:
* موضوع بیداری اسلامی که شما در این اجلاس به آن خواهید پرداخت، امروزه در صدر فهرست مسائل جهان اسلام و امت اسلامی است. پدیده شگرفتی است که اگر به اذن الله سالم بماند و ادامه یابد، قادر است سربرآوردن تمدن اسلامی را در چشماندازی نه چندان دوردست برای امت اسلامی و آنگاه برای جهان بشریت رقم بزند.
* آنچه هیچ انسان هوشمندی نمیتواند انکار کند، آن است که اسلام از حاشیه معادلات سیاسی خارج شده و در مرکز حوادث تعیینکننده عالم جایگاه برجستهای یافته و نگاه تازهای را در عرصه زندگی و سیاست و حکومت و تحولات اجتماعی عرضه میکند و این در دنیای کنونی که پس از شکست کمونیست و لیبرالیسم دچار خلا نظری و عملی است، پدیده مهمی به شمار میرود. این نخستین اثری است که حوادث شمال آفریقا و منطقه عربی در مقیاس جهانی به جا گذاشته و خود مبشر حوادث بزرگتری است که در آینده اتفاق میافتد.
* بیداری اسلامی که سخنگویان جبهه استکبار حتی از به زبان آوردن نام آن میترسند، حقیقتی است که اکنون تقریبا در سراسر اسلام میتوان نشانههای آن را دید. بارزترین نشانه آن اشتیاق افکار عمومی و بویژه در اقشار جوان به احیای مجد و عظمت اسلام و آگاهی آنان از ماهیت نظام سلطه بینالمللی و آشکار شدن چهره وقیح و ستمگر و مستکبر کانونهایی است که بیش از 200 سال شرق اسلامی و غیراسلامی را در زیر پنجههای خود فشردهاند.
* ابعاد این بیداری مبارک بسی گسترده و دارای امتدادی رمزگونه است ولی آنچه از دستاوردهای نقد آن در چند کشور شمال آفریقایی است، میتواند دلها را به لطائف بزرگ و شگرف آینده به اطمینان برساند. همواره تحقق معجزگون وعدههای الهی نشانه امیدبخشی است که تحقق وعدههای بزرگتر را نوید میدهد. حکایت قران از دو وعدهای که خداوند به مادر موسی داد، نمونهای از این تاکتیک ربوبی است.
* آنروز که اسلام در ایران پیروز شد و توانست دژ آمریکا و صهیونیسم را در یکی از حساسترین کشورهای این منطقه بسیار حساس فتح کند، اهل عبرت و حکمت دانستند که اگر صبر و بصیرت را به کار گیرند، فتوحات دیگر پی در پی فراخواهد رسید و فرارسید.
* واقعیت های درخشان در جمهوری اسلامی که همه به آن اعتراف می کنند در سایه اعتماد به وعده الهی و صبر و مقاومت و استمداد از خدا به وجود آمد.
* اکنون در این جلسه مهم، که جمعی از علمای امت از کشورها و مذاهب گوناگون اسلامی حضور دارند شایسته میدانم به بیان چند نکته لازم در مسائل بیداری اسلامی بپردازم. اولین مطلب آن است که نخستین امواج بیداری در کشورهای این منطقه که همزمان با آغاز ورود پیشقراولهای استعمار آغاز شد غالبا به وسیله علمای دین و مصلحان دینی پدید آمد. شخصیتهایی چون سیدجمال الدین و محمد عبدو و میرزای شیرازی و آخوند خراسانی و محمد علی و شیخ فضل الله و حاج آقا نورالله و دهها روحانی بزرگ و مجاهد و متنفذ از ایران و مصر و عراق در صفحات تاریخ برای همیشه ثبت و ضبط است. در دوران معاصر هم نام درخشان امام خمینی عظیم چون ستاره پرفروغی بر تارک انقلاب اسلامی ایران می درخشد. در این میان صدها عالم معروف و هزاران عالم نامعروف نقش آفرین هزاران حوادث کوچک و بزرگ بودهاند.
* فهرست افرادی غیرروحانی چون حسنالبنا و اقبال لاهوری نیز بلندبالاست.
* دشمنان سعی می کنند مرجعیت فکری را از پایگاههای دینی سلب کرده و قطبهای جدیدی برای آن بتراشند و با تجربه دریافتهاند که با آنان به راحتی میتوان بر سر اصول و ارزشهای ملی معامله کرد چیزی که با عالمان دینی هرگز اتفاق نخواهد افتاد. این وظیفه عالمان دینی را سنگینتر می:کند که راه نفوذ را با شناخت سناریوهای دشمن به کلی ببندند. نشستن بر سفره رنگین مطاع دنیا از بزرگترین آفتهاست. آلوده شدن به صله و احسان زر و زور خطرناکترین آفت رابطه با مردم است.
* منیت و قدرت طلبی که سستعنصران را به گرایش به قطبهای قدرت فرامیخواند بستر آلودگی به فساد و انحراف است.
* امروز در دوران حرکتهای امیدبخش بیداری اسلامی، گاه صحنههایی دیده میشود که نمایشگر تلاش عمله آمریکا و صهیونیست برای تراشیدن مرجعیتهای فکری از یک سو و تلاش قارونهای شهوتران برای کشاندن اهل دین و تقوا بر سر بساط آلوده خود از سوی دیگر است. علمای دین باید به شدت مراقب و دقیق باشند.
* تاکید بر لزوم ترسیم هدف بلندمدت برای بیداری اسلامی در کشورهای مسلمان. نقطه متعالی و والایی که بیداری ملتها را باید سمت و سو داده و به آن نقطه برساند. با شناسایی این نقطه میتوان نقشه راه را ترسیم کرد. این هدف نهایی نمیتواند چیزی کمتر از ایجاد تمدن درخشان اسلامی باشد.
* امت اسلامی باید به جایگاه تمدنی مطلوب قرآن دست یابد. شاخصه اصلی و عمومی این تمدن بهرهمندی انسانها از همه ظرفیتهای مادی و معنوی است که خداوند برای تامین سعادت و تعالی آنان در طبیعت و خودآنان تعبیه کرده است.
* تجربه نشان داده است که همه لوازم تمدنسازی، ممکن و در دسترس جوامع ماست. نباید با نگاه شتابزده و بدبینانه به این چشمانداز نگریست. بدبینی به تواناییهای خود کفران نعمت الهی است و غفلت از امداد الهی فرولغزیدن است.
* ما میتوانیم حلقه انحصارات علمی و اقتصادی و سیاسی قدرتهای سلطهگر را بشکنیم و امت اسلامی را پیشروی احقاق حق اکثریت ملت های جهان که اینک مقهور اقلیت مستکبرند باشیم.
* تمدن اسلامی می تواند با شاخصههای علم و اخلاق و مجاهدت مداوم اندیشه پیشرفته و والا را به امت اسلامی و همه بشریت هدیه دهد و از جهان بینی ظالمانه و اخلاق به لجن کشیده ای که ارکان تمدن غرب هستند نجات دهد.
* کشورهای بیداری اسلامی باید تجربه تلخ و وحشتناک تبعیت از غرب در سیاست و اخلاق و سبک زندگی را مورد توجه قرار دهند. کشورهای اسلامی با تبعیت از غرب به فلاکت و فقر اقتصادی، سقوط فضیلت و اخلاق و عقب ماندگی علمی دچار شدند. این سخن را نباید به معنای دشمنی با غرب دانست. ما با هیچ گروهی از انسانها به واسطه تمایز جغرافیایی مشکل نداریم.
* هماکنون تحکم و دخالت و زورگویی امریکا و برخی دنبالهروانش، مشاهده میشود. وعده ها و وعیدهای آنان نباید در تصمیمها و اقدامهای نخبگان سیاسی و در حرکت عظیم مردمی اثر بگذارد. در این جا نیز باید از تجربهها درس بیاموزیم. آنها که در طول سالیان به وعده های آمریکا دل خوش کرده بودند، نتوانستند گرهی از کار ملت خود بگشایند. یا ستمی را از خود یا دیگران برطرف کنند. آنها با تسلیم در برابر آمریکا نتوانستند از ویرانی حتی یک خانه فلسطینی در سرزمینی که متعلق به فلسطینیان است جلوگیری کنند.
* سیاستمداران و نخبگانی که فریفته یا مرعوب استکبار شوند و فرصت بزرگ بیداری اسلامی را از دست دهند باید از تهدید الهی بیمناک باشند.
* امروز یکی از خطرناکترین چیزهایی که نهضت بیداری اسلامی را تهدید میکند اختلاف افکنی و تبدیل این نهضتها به معارضههای خونین فرقهای و مذهبی و قومی و ملی است. این توطئه هماکنون از سوی سرویسهای جاسوسی غرب و صهیونیسم با کمک دلارهای نفتی و سیاستمداران خودفروخته، با جد و اهتمام دنبال میشود و پولی که می توانست در خدمت بهروزی خلق خدا باشد خرج بمب گذاری و ریختن خون مسلمانان و برافروختن آتش کینههای دراز مدت میشود.



